today's word
sympathizeto understand and care about someone's problems
همدردی کردن
I'm really sorry you have the flue.I had it last week,so I really sympathize with you
من واقعا متاسفم که شما آنفولانزا دارید. هفته قبل من تو یک موقعیتی شبیه شما بودم بنا بر این حس همدردی مرا پذیرا باشید.
همدردی کردن
I'm really sorry you have the flue.I had it last week,so I really sympathize with you
من واقعا متاسفم که شما آنفولانزا دارید. هفته قبل من تو یک موقعیتی شبیه شما بودم بنا بر این حس همدردی مرا پذیرا باشید.
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 0:10 توسط سید رضا معصوم پور
|
سلام سيد رضا معصومپور مدرس داشگاه هستم .کار روی این تار نما را از تیر ماه سال هزارو سیصد و هشتاد و شش شروع کردم .هدفم تبادل اطلاعات بين اساتيد زبان و تسهیل در امر زبان آموزی بوده و هست . اميدوارم لحظات خوبی داشته باشيدو نظرات شما عزيزان جهت دهند ه باشد. باعٍث خوشحالیست که با وبلاگ های مشابه تبادل لینک داشته باشم. بدرود