چگونه انگليسي ياد بگيريم؟ بنقل از سایت زبان آموزان
2-ديکشنری
تهيه يک ديکشنري خوب
چرا شما به يك ديكشنري خوب نياز داريد؟اگر شما يك ديكشنري خوب تهيه كنيد، از بيشتر زبانآموزهاي ديگر جلو زدهايد! شايد اين باور نکردني به نظر بيايد، ولي بيشتر افراد براي خريد يک ديکشنري به يک کتابفروشي ميروند و اولين ديکشنري را که ببينند خريداري ميکنند. اين يک اشتباه بزرگ است! يک ديکشنري بد دير يا زود شما را با مشکل مواجه خواهد کرد و به هر ترتيب مجبور خواهيد شد يک ديکشنري ديگر خريداري کنيد. آيا اين بهتر نيست که از ابتدا يک ديکشنري خوب تهيه کنيد؟
خريد يک ديکشنري خوب بسيار مهم است، زيرا:
- يک ديکشنري خوب راهنماي شما در مسير فراگيري زبان خواهد بود، چرا که به شما لغتهاي جديد، نحوهي تلفظ صحيح واژهها و چگونگي به کار بردن آنها را خواهد آموخت. زبانآموزان موفق از ديکشنريهايشان هميشه و بطور مرتب استفاده ميکنند: هنگام مطالعهي يک کتاب، در کلاسهاي زبان، هنگام نوشتن ايميل، موقع انجام تکاليف، هنگام جستجو در اينترنت و ....
- اين اولين، مهمترين و در عين حال آسانترين گام شما در راه آموزش زبان انگليسي است – براي خريد يک ديکشنري به پول زيادي احتياج نداريد (بسيار کمتر از هزينهي کلاسهاي زبان).
- خريد يک ديکشنري براي شما مقداري هزينه در بر خواهد داشت و اين چيز خوبي است! وقتي شما در راه فراگيري زبان پول خرج ميکنيد، در واقع انگيزهتان را براي تداوم آن دو چندان ميکنيد.
يک ديکشنري خوب چه ويژگيهايي دارد؟
هنگاميکه صحبت از ديکشنري به ميان ميآيد، افراد اغلب به يک ديکشنري دوزبانه، مثلاً انگليسي به فارسي، فکر ميکنند. اما بايد بدانيد که بهترين ديکشنري براي زبانآموزها، ديکشنري تکزبانه يا انگليسي به انگليسي است. البته منظور ما اين نيست که نبايد از ديکشنري انگليسي به فارسي استفاده کنيد، بلکه منظور اين است که تأکيد اصلي شما بايد روي ديکشنري انگليسي به انگليسي باشد. در بخش بعدي در مورد نحوهي استفاده از ديکشنري بيشتر توضيح خواهيم داد، اما در اينجا به بيان ويژگيهاي يک ديکشنري انگليسي به انگليسي ميپردازيم.
در يک ديکشنري انگليسي به انگليسي کلمات ترجمه نشدهاند، بلکه به زبان انگليسي توضيح داده شدهاند، بنابراين استفادهي منظم از اين نوع ديکشنريها باعث ميشود بطور خودکار گرامر و لغات را بخاطر بسپاريد. آنها فايدهي ديگري هم براي شما دارند و آن اينست که هنگاميکه يک لغت را در ديکشنري جستجو ميکنيد ممکن است با کلمات تازهتري هم مواجه شويد و بدين ترتيب در يک زمان چند لغت را فرا ميگيريد.
بطور کلي يک ديکشنري خوب بايد اطلاعات زير را به شما برساند:
- توضيح معني هر لغت به انگليسي
- تلفظ صحيح لغت از طريق علائم فونتيک (ترجيحاً با روش IPA)
- نوع کلمه (صفت، فعل، قيد، اسم و...)
- ويژگيهاي دستوري يا گرامري كلمه (مثلاً قسمتهاي دوم و سوم فعل، قابل شمارش يا غيرقابل شمارش بودن يک اسم و...)
- ترتيب قرارگيري لغات (مثلاً do homework و نه make homework)
- جملات نمونه براي هر لغت
- کلمات هم معني و متضاد (بعضي از لغات)
يك ديكشنري خوب علاوه بر اطلاعاتي كه بايد به شما برساند، بايد از ويژگيهاي زير هم برخوردار باشد:
- توضيح معني هر لغت بايد نحوهي به کار بردن هر لغت را براي شما بيان کند. بطور کلي تعاريف طولاني تر بهتر هستند، چونکه اطلاعات بيشتري را به شما انتقال ميدهند.
- بايد هر دو تلفظ آمريکايي و بريتانيايي را داشته باشد.
- متداولترين اصطلاحات و افعال چند قسمتي آورده شده باشد.
- خوب است که از تصاوير نيز استفاده شده باشد. گاهي يک تصوير را ميتوانيد بهتر از يک تعريف درک کنيد.
معرفي ديکشنري
ديکشنريهاي متوسط
ديکشنريهاي بزرگ
Cambridge Learner's Dictionaryديکشنريهاي بزرگ
Longman Active Study Dictionary
Oxford Word power Dictionary
Cambridge Advanced Learner's Dictionary
Longman Dictionary of Contemporary English
Oxford Advanced Learner's Dictionary
چطور از ديکشنري استفاده کنيم؟
وقتي که يک لغت جديد را در ديکشنريتان جستجو ميکنيد، يک علامت تيک (√) در کنار آن قرار دهيد. در اين صورت ميتوانيد هر موقع که به صفحهاي «تيکدار» مراجعه ميکنيد، نگاهي سريع به کلمهي مورد نظر بيندازيد تا ببينيد آيا ميتوانيد معني آن را بخاطر بياوريد. به اين ترتيب لغات آموخته شده هميشه جلوي چشمان شما خواهند بود.
هنگاميکه در يک متن با لغت جديدي روبرو ميشويد، ابتدا سعي کنيد معني آن را از روي متن حدس بزنيد، سپس به يک ديکشنري مراجعه کنيد تا ببينيد آيا حدس شما درست بوده است يا نه.
تنها به خواندن تعاريـف اکتفا نکنيد. جملات نمونه حتي از تعاريف هم مهمتر هستند، چونکه آنها به شما نشان ميدهند که چگونه يک لغت (يا يک اصطلاح) به کار برده ميشود و اغلب به شما کمک ميکنند تا معني يک کلمه را بهتر درک کرده و به خاطر بسپاريد. گاهي اوقات توضيح معني يک لغت آن قدر سخت و پيچيده به نظر ميرسد که جملات نمونه تنها راه درک معني آن است.
به خاطر داشته باشيد که بسياري از کلمات بيش از يک معني دارند. اولين معني در ديکشنري هميشه آن چيزي نيست که شما به دنبال آن هستيد. شما بايد معاني ديگر را هم از نظر بگذرانيد تا مطمئن شويد کدام معني به لغت مورد نظر شما نزديکتر است.
3-اشتباه ممنوع
از اشتباهات پرهيز کنيد
با نوشتن يا صحبت کردن ممکن است به انگليسيتان لطمه بزنيد ؛چگونه تمرين ميتواند به انگليسي شما لطمه بزند؟
اگر از ديگران بپرسيد: «چگونه ميتوانم ياد بگيرم که بهتر انگليسي صحبت کنم؟»، بسياري از آنها خواهند گفت: «تا ميتواني انگليسي حرف بزن و بنويس.» تمام کلاسهاي زبان پر از فعاليتهايي است که شامل صحبت کردن و نوشتن است. وقتي مربيتان از شما ميخواهد که در کلاس به انگليسي صحبت کنيد و يا يک مطلب بنويسيد، شما از خودتان جملات انگليسي ميسازيد. گمان ميرود که اين نوع فعاليتها و تمرينها براي تقويت انگليسي شما مفيد باشند.
ما هم موافقيم که تمرين براي فراگيري صحيح زبان مفيد و حتي لازم است. پس مشکل کجاست؟ مسئله اين است که براي بسياري از زبانآموزان، «صحبت کردن» يا «نوشتن» به معني «بسيار اشتباه کردن» است. خيليها در هر جمله مرتکب حداقل يک اشتباه ميشوند!
اگر شما اشتباهات زيادي مرتکب نميشويد، ميتوانيد به انگليسي صحبت کنيد يا بنويسيد و اين ميتواند براي شما مفيد باشد. ولي اگر اشتباهات شما زياد باشد، هر موقع که چيزي مينويسيد يا صحبت ميکنيد، اشتباهاتتان را نيز تقويت ميکنيد. زيرا همينطور که مينويسيد يا صحبت ميکنيد، مرتباً اشتباهاتتان را نيز تکرار ميکنيد و بدين ترتيب عادتهاي غلط در شما قويتر ميشوند.
از اشتباه کردن دست بکشيد!
گفتيم که براي فرا گرفتن زبان انگليسي به تمرين نياز داريد. در عين حال گفتيم که وقتي که شما تمرين ميکنيد، اشتباهاتتان را هم تقويت ميکنيد. اما چطور ميتوان با اين پارادوکس کنار آمد؟!
راه حل آن ساده است: هرگز اشتباه نکنيد!
اگر به تازگي شروع به آموختن زبان کردهايد و احساس ميکنيد که خيلي ضعف داريد و ميزان اشتباهات شما زياد است (بيشتر از يک اشتباه در هر 3 جملهاي که مينويسيد يا ميگوييد)، فعلاً نه چيزي بنويسيد و نه چيزي بگوييد. در عوض سعي کنيد با گوش کردن و خواندن متون (ساده) انگليسي، زبان خود را تقويت کنيد (توجه داشته باشيد که صحبت کردن، گرامر يا دايرهي لغت شما را تقويت نميکند). بعد از مدتي که مهارتهاي لازم را فرا گرفتيد ميتوانيد کمکم اقدام به تمرين صحبت کردن يا نوشتن کنيد، اما فقط بايد از جملات مشابه جملاتي که ميدانيد درست هستند استفاده کنيد (يا کپي کنيد). در ابتدا بايد فقط از جملات بسيار ساده، اما صحيح استفاده کنيد و به مرور زمان که پيشرفت ميکنيد ميتوانيد ساختارهاي پيچيدهتري را بکار ببريد. بدين ترتيب (با کپي کردن جملات صحيح) ديگر آموزههاي غلط را در خودتان تقويت نميکنيد.
اشتباهات در تلفظ
پيشتر گفتيم که چگونه صحبت کردن و نوشتن همراه با اشتباه ميتواند به گرامر و دايرهي لغت شما آسيب وارد کند، اما بايد توجه داشته باشيد که همين اتفاق ميتواند براي تلفظ شما هم روي دهد.
تصور کنيد که داريد با کسي به انگليسي صحبت ميکنيد. شما نميدانيد که چگونه يک لغت بخصوص را تلفظ کنيد، بنابراين آن لغت را به شيوهي خودتان – و البته بصورت نادرست – تلفظ ميکنيد. در دفعات بعد نيز آن لغت را باز به همين صورت تلفظ خواهيد کرد و بدين ترتيب به تلفظ نادرست آن کلمهي خاص عادت ميکنيد. (هنگام خواندن متون هم باز همين اتفاق ميافتد، زيرا شما جملات را در ذهنتان تلفظ ميکنيد.)
به نظر ما، تلفظ بايد اولين چيزي باشد که در فراگيري انگليسي ميآموزيد. شما بايد پيش از انجام هر کار ديگري، مخصوصاً قبل از اقدام به صحبت کردن، تلفظ اصوات انگليسي را فرا بگيريد.
شما بايد تلفظ صحيح هر کلمهاي را که ميخواهيد به زبان بياوريد، دقيقاً بدانيد. توصيهي اکيد ما اين است که هر زمان لغت جديدي را ياد ميگيريد، حتماً تلفظ صحيح آن را هم بياموزيد.
چگونه از ارتکاب اشتباه در انگليسي پرهيز کنيم؟
زبانآموزان اغلب مرتکب اشتباه ميشوند و با تکرار اشتباهات آنها را تقويت ميکنند. براي پرهيز از اين اشتباهات لازم است نکات زير را همواره بخاطر داشته باشيد:
1- از زبان ساده استفاده کنيد.بعضي از مبتديها تلاش ميکنند از جملات پيچيده (مثلاً با استفاده از زمان حال کامل يا جملات شرطي) در نوشتار يا گفتارشان استفاده کنند و بدين ترتيب هميشه مرتکب اشتباهات فاحشي ميشوند. شما اين کار را نکنيد! اگر به تازگي شروع به نوشتن يا صحبت کردن به انگليسي کردهايد بايستي آنچه را که ميتوانيد بگوييد (جملات سادهاي که بارها ديدهايد) نه آنچه را که دوست داريد (جملات پيچيده).
2- آهسته و با دقت عمل کنيد. در ابتدا سعي کنيد بسيار آهسته، ولي با دقت بنويسيد. مثلاً شايد لازم باشد براي نوشتن ايميل يا متني با ده جملهي صحيح دو ساعت وقت صرف کنيد، زيرا بايد جملاتتان را چندين بار مرور کنيد تا اشتباهاتتان را پيدا کنيد. هميشه از يک ديکشنري استفاده کنيد تا مطمئن شويد کلمات را به درستي بکار بردهايد. هنگام تايپ کردن هم حتماً از برنامههايي مانند Microsoft Word استفاده کنيد تا به بسياري از اشتباهات املايي و دستوري خود پي ببريد.
در برنامهي Microsoft Word اشتباهات املايي با خطوط زيگزاگ قرمز رنگ نشان داده ميشوند. کافي است روي کلمه مورد نظر راست کليک کرده و از منوي ظاهر شده، کلمهي مورد نظر را انتخاب کنيد.
هنگام حرف زدن عجله نکنيد و شمرده صحبت کنيد. بهتر است قبل از اداي يک جمله، آن را در ذهنتان مرور کنيد.
3- اگر مطمئن نيستيد که چطور بايد چيزي را بگوييد، اصلاً آن را نگوييد. اگر نميتوانيد چيزي را به درستي بگوييد، تقريبا هميشه بهتر است که اصلاً آن را نگوييد. شما که نميخواهيد عادتهاي غلط را در خودتان تقويت کنيد. شما ميتوانيد عبارت يا جملهي صحيح را در يک ديکشنري (در قسمت جملات نمونه) و يا در اينترنت جستجو کنيد. اما هنگام صحبت کردن شما فرصت کافي براي انجام اين کارها را نداريد، بنابراين بهتر است که چيز ديگري بگوييد – چيزي که مطمئن هستيد درست است.
4- هنگام نوشتن هميشه جستجو کنيد.هر موقع که مطمئن نبوديد که چطور از يک لغت استفاده کنيد، آن را در يک ديکشنري خوب جستجو کنيد تا جملات نمونهي مرتبط با آن را بيابيد. اگر چيزي نوشتيد و از درست بودن آن مطمئن نبوديد، ميتوانيد در اينترنت با استفاده از يک موتور جستجو (مثلاً گوگل) آن را جستجو کنيد. اگر شمار زيادي از صفحات، عبارت يا جملهي شما را در بر داشتند، در اين صورت (به احتمال خيلي زياد) جمله يا عبارت شما درست است. ديکشنريـها و موتورهاي جستجو بايستي بطور روزمره مورد استفادهي زبانآموزان قرار بگيرند، مخصوصاً اگر به تازگي نوشتن را آغاز کرده باشند.
5- به تفاوتهاي بين انگليسي و زبان مادريتان توجه کنيد.گاهي اوقات زبانآموزان حتي متوجه نيستند که چقدر زبان انگليسي با زبان مادريشان متفاوت است. آنها موقع صحبت کردن کلمات را به صورت لفظ به لفظ از زبان اصليشان ترجمه ميکنند و گمان ميکنند که جملاتشان صحيح هستند.
هميشه سعي کنيد هنگام گوش کردن يا خواندن متون انگليسي به چيزهايي مانند ترتيب لغات، حروف تعريف، حروف اضافه و زمان افعال دقت کنيد. جملات انگليسي را با معادلهاي آنها در زبان اصليتان مقايسه کنيد و به تفاوتهاي موجود در کلمات و ترتيب آنها دقت کنيد.
خيلي زود اقدام به صحبت کردن يا نوشتن نکنيد
اگر به نکاتي که در بالا بدان اشاره شد کاملاً توجه ميکنيد و همچنان موقع صحبت کردن مرتکب اشتباهات زيادي ميشويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، بايد براي مدتي فقط به نوشتن بپردازيد. به نکات زير توجه کنيد:
1- اول بنويسيد، بعد صحبت کنيد. نوشتن از صحبت کردن آسانتر است، زيرا: 1)لازم نيست تلفظ خوبي داشته باشيد (اما لازم است املاي شما خوب باشد)، 2)ميتوانيد خيلي آهسته بنويسيد، 3)ميتوانيد از ديکشنري، اينترنت و... بهره بگيريد. بنابراين، اين فکر بسيار خوبي است که ابتدا به تمرين نوشتن بپردازيد تا مهارت لازم براي ساختن جملات صحيح هنگام صحبت کردن را پيدا کنيد.
2- تا نحوهي تلفظ اصوات انگليسي را نياموختهايد، اقدام به صحبت کردن نکنيد.شما بايد قبل از اينکه اقدام به صحبت کردن کنيد بتوانيد همهي حروف صدادار و بيصدا را بطور واضح تلفظ کنيد. در غير اين صورت ممکن است تلفظهاي نادرست در ذهنتان ماندگار شوند.
3- اگر تلفظ صحيح کلمهاي را نميدانيد، اصلاً آن را ادا نکنيد. شما بايد تلفظ صحيح همهي کلماتي را که به کار ميبريد، بدانيد. در غير اين صورت به خودتان آموزش غلط خواهيد داد و هميشه آن کلمه را اشتباه تلفظ خواهيد کرد.
اگر حتي زماني که آرام و با دقت مينويسيد (همانطور که در بالا شرح داده شد) باز هم مرتکب اشتباهات زيادي ميشويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، شما احتمالاً بايد مدتي دست از نوشتن برداريد و به جاي آن روي شنيدن و خواندن تمرکز کنيد.
به خاطر داشته باشيد که در ابتدا بايد حجم زيادي از جملات انگليسي را در ذهنتان وارد کنيد و بعد به ساختن جملات خودتان اقدام کنيد. فعاليت اصلي شما بايد شامل خواندن و شنيدن باشد. هر چقدر مغز شما جملات بيشتري را جذب کند، به همان نسبت توانايي آن براي بيان جملات انگليسي بيشتر ميشود.
آنچه در کلاسهاي زبان اتفاق ميافتد
ترتيب پيشنهادي ما براي فراگيري يک زبان خارجي عبارتست از: 1-تلفظ 2-ورودی (خواندن و شنيدن) 3-نوشتن 4-صحبت کردن. متأسفانه در کلاسهاي زبان کاملاً برعکس عمل ميشود. تقريباً در هيچيک از دورههاي آموزش زبان در ابتداي کار به شما تلفظ آموزش داده نميشود. در عوض شما را مجبور به صحبت کردن و نوشتن ميکنند، مثلاً به انگليسي از شما سؤال ميکنند يا از شما ميخواهند يک مطلب به انگليسي بنويسيد. بدين ترتيب آنها شما را مجبور به اشتباه کردن ميکنند.
3- اگر مطمئن نيستيد که چطور بايد چيزي را بگوييد، اصلاً آن را نگوييد. اگر نميتوانيد چيزي را به درستي بگوييد، تقريبا هميشه بهتر است که اصلاً آن را نگوييد. شما که نميخواهيد عادتهاي غلط را در خودتان تقويت کنيد. شما ميتوانيد عبارت يا جملهي صحيح را در يک ديکشنري (در قسمت جملات نمونه) و يا در اينترنت جستجو کنيد. اما هنگام صحبت کردن شما فرصت کافي براي انجام اين کارها را نداريد، بنابراين بهتر است که چيز ديگري بگوييد – چيزي که مطمئن هستيد درست است.
4- هنگام نوشتن هميشه جستجو کنيد.هر موقع که مطمئن نبوديد که چطور از يک لغت استفاده کنيد، آن را در يک ديکشنري خوب جستجو کنيد تا جملات نمونهي مرتبط با آن را بيابيد. اگر چيزي نوشتيد و از درست بودن آن مطمئن نبوديد، ميتوانيد در اينترنت با استفاده از يک موتور جستجو (مثلاً گوگل) آن را جستجو کنيد. اگر شمار زيادي از صفحات، عبارت يا جملهي شما را در بر داشتند، در اين صورت (به احتمال خيلي زياد) جمله يا عبارت شما درست است. ديکشنريـها و موتورهاي جستجو بايستي بطور روزمره مورد استفادهي زبانآموزان قرار بگيرند، مخصوصاً اگر به تازگي نوشتن را آغاز کرده باشند.
5- به تفاوتهاي بين انگليسي و زبان مادريتان توجه کنيد.گاهي اوقات زبانآموزان حتي متوجه نيستند که چقدر زبان انگليسي با زبان مادريشان متفاوت است. آنها موقع صحبت کردن کلمات را به صورت لفظ به لفظ از زبان اصليشان ترجمه ميکنند و گمان ميکنند که جملاتشان صحيح هستند.
هميشه سعي کنيد هنگام گوش کردن يا خواندن متون انگليسي به چيزهايي مانند ترتيب لغات، حروف تعريف، حروف اضافه و زمان افعال دقت کنيد. جملات انگليسي را با معادلهاي آنها در زبان اصليتان مقايسه کنيد و به تفاوتهاي موجود در کلمات و ترتيب آنها دقت کنيد.
خيلي زود اقدام به صحبت کردن يا نوشتن نکنيد
اگر به نکاتي که در بالا بدان اشاره شد کاملاً توجه ميکنيد و همچنان موقع صحبت کردن مرتکب اشتباهات زيادي ميشويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، بايد براي مدتي فقط به نوشتن بپردازيد. به نکات زير توجه کنيد:
1- اول بنويسيد، بعد صحبت کنيد. نوشتن از صحبت کردن آسانتر است، زيرا: 1)لازم نيست تلفظ خوبي داشته باشيد (اما لازم است املاي شما خوب باشد)، 2)ميتوانيد خيلي آهسته بنويسيد، 3)ميتوانيد از ديکشنري، اينترنت و... بهره بگيريد. بنابراين، اين فکر بسيار خوبي است که ابتدا به تمرين نوشتن بپردازيد تا مهارت لازم براي ساختن جملات صحيح هنگام صحبت کردن را پيدا کنيد.
2- تا نحوهي تلفظ اصوات انگليسي را نياموختهايد، اقدام به صحبت کردن نکنيد.شما بايد قبل از اينکه اقدام به صحبت کردن کنيد بتوانيد همهي حروف صدادار و بيصدا را بطور واضح تلفظ کنيد. در غير اين صورت ممکن است تلفظهاي نادرست در ذهنتان ماندگار شوند.
3- اگر تلفظ صحيح کلمهاي را نميدانيد، اصلاً آن را ادا نکنيد. شما بايد تلفظ صحيح همهي کلماتي را که به کار ميبريد، بدانيد. در غير اين صورت به خودتان آموزش غلط خواهيد داد و هميشه آن کلمه را اشتباه تلفظ خواهيد کرد.
اگر حتي زماني که آرام و با دقت مينويسيد (همانطور که در بالا شرح داده شد) باز هم مرتکب اشتباهات زيادي ميشويد (بيش از 1 اشتباه در هر 3 جمله)، شما احتمالاً بايد مدتي دست از نوشتن برداريد و به جاي آن روي شنيدن و خواندن تمرکز کنيد.
به خاطر داشته باشيد که در ابتدا بايد حجم زيادي از جملات انگليسي را در ذهنتان وارد کنيد و بعد به ساختن جملات خودتان اقدام کنيد. فعاليت اصلي شما بايد شامل خواندن و شنيدن باشد. هر چقدر مغز شما جملات بيشتري را جذب کند، به همان نسبت توانايي آن براي بيان جملات انگليسي بيشتر ميشود.
آنچه در کلاسهاي زبان اتفاق ميافتد
ترتيب پيشنهادي ما براي فراگيري يک زبان خارجي عبارتست از: 1-تلفظ 2-ورودی (خواندن و شنيدن) 3-نوشتن 4-صحبت کردن. متأسفانه در کلاسهاي زبان کاملاً برعکس عمل ميشود. تقريباً در هيچيک از دورههاي آموزش زبان در ابتداي کار به شما تلفظ آموزش داده نميشود. در عوض شما را مجبور به صحبت کردن و نوشتن ميکنند، مثلاً به انگليسي از شما سؤال ميکنند يا از شما ميخواهند يک مطلب به انگليسي بنويسيد. بدين ترتيب آنها شما را مجبور به اشتباه کردن ميکنند.
4-تلفظ
فراگيري تلفظها
چرا فراگيري تلفظ براي زبانآموزان الزاميست؟اولين تأثيرگذاري
وقتي كه به انگليسي صحبت ميکنيد، تلفظ شما قطعاً اولين (و مهمترين) چيزي است که افراد به آن توجه ميکنند (و نه ساختارهاي گرامري و لغاتي که بکار ميبريد).
هنگامي که با کسي ملاقات ميکنيد و يکي دو جملهي انگليسي به زبان ميآوريد، فکر ميکنيد که او بيشتربه چه چيزي توجه ميکند؟ به لغاتي که به کار بردهايد و يا به ساختارهاي گرامري آن؟ احتمالاً هيچکدام. او بيشتر به تلفظ شما دقت خواهد کرد. اگر نحوهي تلفظ شما بد باشد، او فوراً پيش خود فکر خواهد کرد که شما چقدر بد صحبت ميکنيد. تلفظ شما اولين تأثيرگذاري روي افراد محسوب ميشود.
گفتگو
تلفظ خوب بايستي يکي از اولين مواردي باشد که در فرآيند آموزش انگليسي بدان ميپردازيد. شما بدون استفاده از لغات پيشرفته هم ميتوانيد به سر ببريد –ميتوانيداز لغات ساده براي بيان جملاتتان استفاده کنيد. بدون گرامر پيشرفته هم ميتوانيد به سر ببريد – ميتوانيد بجاي آن از ساختارهاي گرامري ساده استفاده کنيد. اما چيزي به نام «تلفظ ساده» وجود ندارد.
نتايج تلفظ بد بسيار ناگوار است. حتي اگر موقع صحبت کردن از لغات و گرامر پيشرفته استفاده کنيد، ديگران متوجه آنچه که ميخواهيد بگوييد نميشوند.
آيا واقعاً ميتوانيد به انگليسي با ديگران گفتگو کنيد؟
تقريباً همهي زبانآموزان ميگويند: «من نيازي به يادگيري تلفظ ندارم. من فقط ميخواهم که بتوانم انگليسي صحبت کنم.» بسياري از آنها گمان ميکنند که ميتوانند به راحتي به انگليسي صحبت کنند، چونکه آنها ميتوانند با معلمشان و زبانآموزان ديگر صحبت کنند.
اشتباه نکنيد! بايد به خاطر داشته باشيد که:
- معلم شما سالها به شنيدن انگليسي بد عادت کرده است. او بهتر از بقيهي افراد ميتواند آنچه ميگوييد را درک کند.
- اغلب همکلاسيها و زبانآموزان ديگر مانند شما صحبت ميکنند و همان اشتباهات شما را مرتکب ميشوند. بنابراين درک آنچه ميگوييد براي آنها راحت است.
بهترين راه براي اينکه مطمئن شويد که ميتوانيد بخوبي انگليسي صحبت کنيد اين است که با يک انگليسيزبان صحبت کنيد. اگر او متوجه شد که چه ميگوييد، تازه آن وقت است که ميتوانيد ادعا کنيد که خوب حرف ميزنيد.
متأسفانه بسياري از زبانآموزان تلفظ را ناديده ميگيرند. آنها وقتي ميبينند که ميتوانند به راحتي در کلاسهاي زبان گفتگو کنند، گمان ميکنند که واقعاً خوب حرف ميزنند. اما اگر روزي پيش بيايد که بتوانند با يک انگليسي زبان صحبت کنند، ميبينند که او متوجه حرفـهاي او نميشود. تازه آن وقت است که متوجه ميشوند چقدر تلفظشان بد است.
مکالمه به تنهايي کافي نيست
اگر ميتوانيد با افراد انگليسيزبان به راحتي گفتگو کنيد، بايد به شما تبريک گفت! اين يک موفقيت بزرگ براي شما محسوب ميشود. اما اين کافي نيست. حتي اگر انگليسي زبانها متوجه صحبتهاي شما شوند، اين بدين معني نيست که شما اصلاً لهجهي خارجي نداريد. اگر شما لهجهي غليظي داشته باشيد هيچ کس نخواهد گفت که شما خوب انگليسي صحبت ميکنيد.
اگر شما روي تلفظتان کار کنيد سرانجام خواهيد توانست به خوبي صحبت کنيد. به عنوان مثال شما ميتوانيد اصوات انگليسي را بياموزيد، به قطعههاي ضبط شده گوش دهيد، فيلمهاي زبان اصلي تماشا کنيد و...، کاري که بيشتر زبانآموزها انجام نميدهند.
چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟
1- اصوات انگليسي را بياموزيد
در زبان انگليسي اصواتي وجود دارند كه در كمتر زباني يافت ميشوند. بعنوان مثال اولين صوت موجود در لغت thin يا اولين صوت در لغتaway به ندرت در زبانهاي ديگر شنيده ميشوند.
بنابراين شما بايد:
1- همهي اصوات انگليسي را بشناسيد.
2- دقت کنيد که آنها چگونه در کلمات و جملات واقعي به گوش ميرسند.
3- براي تمرين به کلمات و جملات انگليسي خوب گوش کنيد و بعد آنها را حتيالامکان صحيح تلفظ کنيد.
اين که شما وقت زيادي را صرف تمرين کنيد خيلي اهميت ندارد؛ مهم اين است که به طور مرتب تمرين کنيد. يک تمرين خوب اين است که موقعي که به چيزي گوش ميدهيد (مثلاً يک فيلم زبان اصلي) سعي کنيد کلماتي را که ميشنويد تکرار کنيد. همچنين ميتوانيد هنگامي که تنها هستيد و وقتتان آزاد است چند کلمهي انگليسي را انتخاب کرده و آنها را با صداي بلند تلفظ کنيد. وقتي که زبان شما به اصوات جديد عادت پيدا کرد، ديگر آنها به نظر شما دشوار نخواهند آمد.
يک تکنيک جالب و مفيد اين است که صدايتان را ضبط کنيد و آنرا با تلفظ صحيح مقايسه کنيد. بدين ترتيب ميفهميد که در کجا تلفظ شما با تلفظ اصلي آن تفاوت دارد و ميتوانيد به تدريج آن را اصلاح کنيد.
2- تلفظ کلمات انگليسي را ياد بگيريد
با نگاه کردن به يک لغت انگليسي شما نميتوانيد به تلفظ آن پي ببريد. مثلاً دو کلمهي do و no را در نظر بگيريد. با آنکه هر دوي آنها به حرف o ختم ميشوند، اما تلفظ آنها کاملاً با هم تفاوت دارد. (حرف o در يکي صداي او ميدهد و در ديگري صداي ـــُــ). اين بدين معناست که شما بايد تلفظ هر کلمهاي که قصد استفاده از آن را داريد را ياد بگيريد.
اما چطور ميتوان تلفظ يک لغت انگليسي را ياد گرفت؟ شما بايد آن کلمه را در يک ديکشنري جستجو کنيد. در يک ديکشنري خوب تلفظ همهي کلمات با يک سيستم مخصوص که علائم فونتيک ناميده ميشوند، نشان داده ميشوند.
3- يکي از دو تلفظ آمريکايي يا بريتانيايي (يا هر دو) را انتخاب کنيد
زبان انگليسي انواع گوناگوني دارد که هر کدام تلفظ يا لهجهي مخصوص به خود را دارد، اما در عمل شما تنها دو انتخاب پيش رو داريد: انگليسي بريتانيايي و انگليسي آمريکايي، زيرا اينها از بين انواع زبان انگليسي از همه متداولتر هستند. شما ميتوانيد يکي از اين دو نوع را انتخاب کنيد. شما همچنين ميتوانيد هر دو نوع آمريکايي و بريتانيايي را با هم فرا بگيريد. اين بستگي به خود شما دارد.
4- با هر دو نوع تلفظ آمريکايي و بريتانيايي آشنا باشيد
شما حتي اگر تنها يک نوع از تلفظهاي آمريکايي يا بريتانيايي را انتخاب کرده باشيد، بايد با هر دوي آنها آشنايي داشته باشيد.فرض کنيد که شما تصميم گرفتهايد فقط با لهجهي اصيل بريتانيايي صحبت کنيد و اصلاً نميخواهيد که لهجهي آمريکايي داشته باشيد؛ با اين وجود لازم است که با تلفظ آمريکايي هم آشنا باشيد و هنگام جستجو در ديکشنري به تلفظ آمريکايي لغت مورد نظر هم توجه داشته باشيد، زيرا شما دير يا زود مجبور خواهيد بود کمي هم به انگليسي آمريکايي گوش دهيد. مثلاً شايد بخواهيد يک فيلم آمريکايي تماشا کنيد و يا شايد يک مربي داشته باشيد که تنها به لهجهي آمريکايي مسلط باشد. بنابراين لازم است که هر دو انگليسي آمريکايي و بريتانيايي را با هم ياد بگيريد.متأسفانه بسياري از زبانآموزان تلفظ را ناديده ميگيرند. آنها وقتي ميبينند که ميتوانند به راحتي در کلاسهاي زبان گفتگو کنند، گمان ميکنند که واقعاً خوب حرف ميزنند. اما اگر روزي پيش بيايد که بتوانند با يک انگليسي زبان صحبت کنند، ميبينند که او متوجه حرفـهاي او نميشود. تازه آن وقت است که متوجه ميشوند چقدر تلفظشان بد است.
مکالمه به تنهايي کافي نيست
اگر ميتوانيد با افراد انگليسيزبان به راحتي گفتگو کنيد، بايد به شما تبريک گفت! اين يک موفقيت بزرگ براي شما محسوب ميشود. اما اين کافي نيست. حتي اگر انگليسي زبانها متوجه صحبتهاي شما شوند، اين بدين معني نيست که شما اصلاً لهجهي خارجي نداريد. اگر شما لهجهي غليظي داشته باشيد هيچ کس نخواهد گفت که شما خوب انگليسي صحبت ميکنيد.
اگر شما روي تلفظتان کار کنيد سرانجام خواهيد توانست به خوبي صحبت کنيد. به عنوان مثال شما ميتوانيد اصوات انگليسي را بياموزيد، به قطعههاي ضبط شده گوش دهيد، فيلمهاي زبان اصلي تماشا کنيد و...، کاري که بيشتر زبانآموزها انجام نميدهند.
چگونه تلفظ انگليسي را فرا بگيريم؟
1- اصوات انگليسي را بياموزيد
در زبان انگليسي اصواتي وجود دارند كه در كمتر زباني يافت ميشوند. بعنوان مثال اولين صوت موجود در لغت thin يا اولين صوت در لغتaway به ندرت در زبانهاي ديگر شنيده ميشوند.
بنابراين شما بايد:
1- همهي اصوات انگليسي را بشناسيد.
2- دقت کنيد که آنها چگونه در کلمات و جملات واقعي به گوش ميرسند.
3- براي تمرين به کلمات و جملات انگليسي خوب گوش کنيد و بعد آنها را حتيالامکان صحيح تلفظ کنيد.
اين که شما وقت زيادي را صرف تمرين کنيد خيلي اهميت ندارد؛ مهم اين است که به طور مرتب تمرين کنيد. يک تمرين خوب اين است که موقعي که به چيزي گوش ميدهيد (مثلاً يک فيلم زبان اصلي) سعي کنيد کلماتي را که ميشنويد تکرار کنيد. همچنين ميتوانيد هنگامي که تنها هستيد و وقتتان آزاد است چند کلمهي انگليسي را انتخاب کرده و آنها را با صداي بلند تلفظ کنيد. وقتي که زبان شما به اصوات جديد عادت پيدا کرد، ديگر آنها به نظر شما دشوار نخواهند آمد.
يک تکنيک جالب و مفيد اين است که صدايتان را ضبط کنيد و آنرا با تلفظ صحيح مقايسه کنيد. بدين ترتيب ميفهميد که در کجا تلفظ شما با تلفظ اصلي آن تفاوت دارد و ميتوانيد به تدريج آن را اصلاح کنيد.
2- تلفظ کلمات انگليسي را ياد بگيريد
با نگاه کردن به يک لغت انگليسي شما نميتوانيد به تلفظ آن پي ببريد. مثلاً دو کلمهي do و no را در نظر بگيريد. با آنکه هر دوي آنها به حرف o ختم ميشوند، اما تلفظ آنها کاملاً با هم تفاوت دارد. (حرف o در يکي صداي او ميدهد و در ديگري صداي ـــُــ). اين بدين معناست که شما بايد تلفظ هر کلمهاي که قصد استفاده از آن را داريد را ياد بگيريد.
اما چطور ميتوان تلفظ يک لغت انگليسي را ياد گرفت؟ شما بايد آن کلمه را در يک ديکشنري جستجو کنيد. در يک ديکشنري خوب تلفظ همهي کلمات با يک سيستم مخصوص که علائم فونتيک ناميده ميشوند، نشان داده ميشوند.
3- يکي از دو تلفظ آمريکايي يا بريتانيايي (يا هر دو) را انتخاب کنيد
زبان انگليسي انواع گوناگوني دارد که هر کدام تلفظ يا لهجهي مخصوص به خود را دارد، اما در عمل شما تنها دو انتخاب پيش رو داريد: انگليسي بريتانيايي و انگليسي آمريکايي، زيرا اينها از بين انواع زبان انگليسي از همه متداولتر هستند. شما ميتوانيد يکي از اين دو نوع را انتخاب کنيد. شما همچنين ميتوانيد هر دو نوع آمريکايي و بريتانيايي را با هم فرا بگيريد. اين بستگي به خود شما دارد.
4- با هر دو نوع تلفظ آمريکايي و بريتانيايي آشنا باشيد
5-ورودی
ورودي - وارد كردن انگليسي در ذهن
ورودي چيست؟بطور خلاصه ميتوان گفت ورودي يعني «جملاتي که شما آنها را ميخوانيد يا ميشنويد». ورودي برعکس خروجي است، که به معناي «ساختن جملات هنگام نوشتن يا صحبت کردن» است.
مدل فراگيري زبان
آيا تا کنون به اين نکته دقت کردهايد که چگونه ميتوانيد اينقدر راحت به زبان مادريتان صحبت کنيد؟ وقتي ميخواهيد چيزي بگوييد جملات و عبارتهاي صحيح خودبخود در زبان شما جاري ميشود. بخش اعظم اين فرآيند نا آگاهانه است: چيزي خودبخود در ذهن شما پديدار ميشود، حال شما اگر مايل بوديد ميتوانيد آن را به زبان بياوريد. مدل زير نشان ميدهد که چگونه چنين چيزي ممکن است:
1- شما ورودي کسب ميکنيد – يعني جملهاي را ميخوانيد يا ميشنويد. اگر معني اين جملات را فهميديد، آنها در حافظه شما ذخيره ميشوند.
2- وقتي که شما ميخواهيد چيزي بگوييد يا بنويسيد (وقتي که ميخواهيد خروجي بسازيد يا توليد کنيد)، مغز شما به دنبال جملهاي که قبلاً خوانده يا شنيدهايد ميگردد – جملهاي که با معني آنچه که ميخواهيد بيان کنيد جور در بيايد. سپس آن جمله را تقليد ميکند (همان جمله يا مشابه آن را ميسازد) و در نهايت شما جملهي «خودتان» را ميگوييد. اين فرآيند ناآگاهانه است، يعني مغز شما آن را خودبخود انجام ميدهد.
اين مدل بسيار ساده است. مغز شما واقعاً به دنبال جملات کامل نميگردد، بلکه تنها به بخشها يا اجزايي از جملات نياز دارد و ميتواند با استفاده از اين اجزا جملاتي بسيار پيچيده و طولاني بسازد. بنابراين مغز شما از چندين جمله (که قبلاً شنيده و بخاطر سپرده) براي ساختن جملهي اصلي استفاده ميکند.
به عنوان مثال فرض کنيد شما قبلاً اين جمله را شنيده باشيد: «يک گربه زير ميز است». مغز شما به سادگي ميتواند جملات مشابهي مانند «يک کتاب زير ميز است» يا «يک مداد زير صندلي است» را بسازد. زيرا مغز شما قبلاً با کلمات کتاب، مداد و صندلي آشنا بوده است و به سادگي توانسته است آنها را جايگزين کند. همچنين مغز شما ميتواند با استفاده از کلمات بيشتري جملهي اوليه را تغيير دهد، مثلاً «يک گربهي سياه بزرگ زير ميز من است».
بنابراين هر چقدر جملات بيشتري در اختيار مغز قرار بگيرد (ورودي)، به همان نسبت مغز شما ميتواند جملات پيچيدهتر، طولاني تر و بيشتري بسازد يا توليد کند (خروجي).
مدل فراگيري زبان که در بالا توضيح داده شد، «فرضيهي ادراک» (يا «فرضيهي ورودي») ناميده ميشود که توسط پروفسور استيفن کراشن (از دانشگاه کاليفرنياي جنوبي) ارائه شده است. اين مدل فرآيند يادگيري زبان اصلي (مادري) توسط يک کودک را بيان ميکند. يک کودک به صحبتهاي والدين و افراد ديگر گوش ميکند. مغز او جملات را دريافت و جمعآوري ميکند و روز به روز در توليد يا ساخت جملات خودش ماهرتر ميشود و تا سن 5 سالگي ديگر ميتواند نسبتاً روان صحبت کند.
اما همين مدل براي فراگيري يک زبان خارجي هم مصداق دارد.در واقع ما فکر ميکنيم که اين تنها راه صحيح فراگيري يک زبان ميباشد.
اين مدل چه اهميتي براي زبانآموزها دارد؟
اينجا آنچه که از نظر فراگيري يک زبان خارجي در اين مدل اهميت دارد، بيان ميشود:
- مغز انسان جملات را بر اساس جملاتي که قبلاً ديده يا شنيده است (ورودي)، ميسازد. بنابراين براي پيشرفت شما در فراگيري يک زبان خارجي لازم است که مغزتان را با حجم زيادي از ورودي پـر کنيد. اين ورودي بايستي جملات صحيح و قابل درک براي شما باشد. قبل از اينکه بتوانيد به يک زبان خارجي صحبت کنيد يا بنويسيد، مغز شما بايد به اندازهي کافي جملات صحيح در آن زبان را دريافت کرده باشد.
- خروجي (تمرين نوشتن و صحبت کردن) از اهميت کمتري برخوردار است. زيرا به اين طريق نميتوانيد مهارتهاي زبانتان را افزايش دهيد. در واقع بايد بخاطر داشته باشيد که شما ممکن است انگليسيتان را با خروجي زودهنگام و کم دقت تخريب کنيد. همچنين اين امکانپذير است که مهارتهاي خروجي خوبي را بدون تمرين خروجي (نوشتن و صحبت کردن) کسب کنيد.
- شما خيلي هم به قواعد گرامري نياز نداريد. شما زبان مادريتان را بدون مطالعهي دستور زبان فرا گرفتيد. بنابراين شما ميتوانيد به همين طريق يک زبان خارجي را هم بياموزيد. (البته اين اصلاً به اين معني نيست که نبايد گرامر آموخت. مطالعهي گرامر در جاي خود ميتواند بسيار سودمند باشد. منظور ما اين است که بايد به ورودي اهميت بيشتري نسبت به گرامر قائل شد.)
چگونه «ورودي» ميتواند وضعيت انگليسيتان را دگرگون کند؟
اگر شما چند کتاب انگليسي بخوانيد خواهيد ديد انگليسي شما بهتر شده است و از لغات و قواعد دستوري جديد در نوشتهها و ايميلهايتان استفاده خواهيد کرد. هنگام نوشتن و صحبت کردن خواهيد ديد که عبارتهاي انگليسي خود بخود در ذهن و زبان شما جاري خواهد شد و شما را شگفتزده خواهد کرد!
استفاده از زبان انگليسي براي شما آسان خواهد بود، زيرا مغز شما به آساني چيزهايي را تکرار ميکند که بارها و بارها ديده است. با خواندن تنها يک کتاب انگليسي هزاران جملهي انگليسي به مغزتان وارد خواهيد کرد و اين جملات ديگر بخشي از وجود شما خواهند بود.
شما قطعاً در امتحان بعديتان متوجه خواهيد شد که زبانتان تقويت شده است. مثلاً در پرسشهاي چند گزينهاي «احساس» خواهيد کرد که کدام گزينه صحيح است. شما ممکن است دقيقاً ندانيد که «چرا» آن گزينه صحيح است، اما ميدانيد که صحيح است. شما آن را ميدانيد چونکه بارها و بارها آن را خواندهايد.
اصلاً آيا ميدانيد فرق بين يک زبانآموز و يک انگليسيزبان (بومي) چيست؟ يک انگليسيزبان «احساس» ميکند که چه چيزي صحيح است. او ميتواند بدون اينکه به قواعد گرامري توجه کند، بگويد که يک جمله به نظر درست ميآيد يا غلط.
اين کار براي او آسان است، چونکه در طول زندگيش شمار بسيار زيادي جملهي انگليسي شنيده و خوانده است. در واقع تنها تفاوت بين يک زبانآموز و يک انگليسيزبان «حجم ورودي» است. شما هم ميتوانيد مانند يک انگليسيزبان باشيد، به شرط اينکه بتوانيد حجم زيادي از ورودي را در ذهنتان وارد کنيد.
چرا نبايد انگليسي را بر اساس قواعد دستوري بياموزيد؟
يادگيري بر اساس قواعد دستوري (گرامري) دو نقطه ضعف عمده دارد:
- به خاطر سپردن يک قاعدهي دستوري مشکل است. اين فرايند بسيار مصنوعي است؛ درست مثل به خاطر سپردن يک شعر است. اين بسيار راحتتر است که چند جملهي نمونه بخوانيد و بقيهي کارها را به عهدهي مغز خود بگذاريد.
- به کار بردن يک قاعدهي گرامري بسيار وقتگير است. شما اول بايد آن را به خاطر بسپاريد، سپس بايد ببينيد آيا آن ميتواند در جملهي شما به کار برده شود و در نهايت جملهتان را بر اساس آن قاعده ميسازيد. ساختن يک جمله بر اساس قواعد دستوري مانند حل کردن يک معادلهي رياضي است. اگر شما اغلب از قواعد دستوري براي نوشتن و صحبت کردن استفاده کنيد، نميتوانيد اين کارها را روان و راحت انجام دهيد.
آيا قواعد دستوري ميتوانند مفيد باشند؟
صد البته که ميتوانند مفيد باشند. در واقع گرامر به شما کمک ميکند تا يک زبان را بطور مؤثرتر و سريعتر بياموزيد. با آموختن گرامر يا دستور يک زبان ميتوانيد خيلي چيزها را خودتان درک کنيد، بدون اينکه مجبور باشيد از کسي بپرسيد يا در يک کتاب جستجو کنيد.
اينکه گفته ميشود «يک زبان را نبايد بر اساس قواعد گرامري آموخت» منظور اين نيست که نبايد گرامر ياد گرفت، بلکه منظور اين است که تأکيد اصلي شمـا بايد بر روي ورودي باشد و نه گرامر. در واقع شما بايـد يک زبان را بر اساس ورودي فرا بگيريد و در اين ميـان مطالعهي گرامر ميتوانـد دوست خوب شما در اين مسير باشد.
همچنين بسياري از قواعد گرامري آنقدر کمياب هستند که کمتر در ورودي شما يافت ميشوند (مثلاً زمان آيندهي کامل)، بنابراين بهترين راه فراگيري اين دسته از قواعد مراجعـه به کتابهاي آموزش گرامر ميباشد.
چرا بايد ورودي شما جالب و سرگرمکننده باشد؟
استمرار مطالعه
خواندن يک کتـاب يا متن خستهکننده بـراي يادگيري زبان انگليسي نميتواند فکر خوبي باشد. شما بـا انجام اين کار تنها يک متن خستهکننده نميخوانيد، بلکه متني ميخوانيد که درک آن سخت است. هيچ کس نميتواند به مدت طولاني اين شکنجه (!) را تحمل کند. اگر شما از انگيزهي بالايي هم برخوردار باشيد، شايد بتوانيد به مدت چند روز اين کار را ادامه دهيد، ولي قطعاً نخواهيد توانست اين کار را به مدت طولاني (مثلاً يک ماه) ادامه دهيد.
شما قطعاً نميخواهيد که تنها بعد از چند روز مطالعهتان را متوقف کنيد، چونکه ميدانيد مطالعهي کوتاه مدت و ناپيوسته بيفايده خواهد بود.
به همين دليل شما به منابع فوقالعاده جالب و سرگرمکننده نياز داريد. اين منابع بايد به گونهاي باشند که شما براي خواندن، ديدن يا شنيدن آن لحظهشماري کنيد. بدين ترتيب قادر خواهيد بود بطور پيوسته به فراگيري انگليسيتان ادامه دهيد و شاهد پيشرفت روزافزون خود باشيد. به خاطر داشته باشيد که تنها مطالعهي پيوسته و مستمر ميتواند پيشرفت شما را تضمين کند.
نگرش شما نسبت به زبان
ورودي جالب و سرگرمکننده به شما کمک ميکند که نگرش خود را نسبت به زبان (انگليسي) عوض کنيد. در ابتدا ممکن است فراگيري زبان براي شما لازم، اما خستهکننده به نظر بيايد: چيزي مانند هر روز صبح زود بيدار شدن و به سر کار رفتن. اما اگر شما منابع جالب و لذتبخشي در زمينهي آموزش زبان پيدا کنيد (مانند کتابها، فيلمها و وبسايتهاي آموزشي يا انگليسيزبان)، ديگر فراگيري زبان براي شما تبديل به يک سرگرمي روزمره خواهد شد.
وقتي چنين اتفاقي بيفتد، مطالعهي انگليسي را آسان خواهيد يافت، حتي زمانيکه منابعي را مطالعه ميکنيد که ديگر خيلي جالب نيستند، مانند گرامر.
اگر شما يک مبتدي باشيد چطور؟
اگر شما مبتدي هستيد ، قطعاً دايرهي لغت شما محدود است. در اين صورت خواندن کتابها يا تماشاي فيلمهاي زبان اصلي براي شما بسيار دشوار خواهد بود. همچنين حجم بالاي لغاتي که نميشناسيد،ُ لذت بردن از آن را براي شما غيرممکن ميسازد، حتي اگر مضمون آن براي شما جذابيت زيادي داشته باشد.
حال که شما مبتدي هستيد، چطور ميتوانيد از فوايد ورودي جذاب بهره ببريد؟ راه حل آن ساده است: «کتابها و ديگر منابع ساده شده». اينها منابعي هستند که به زبان ساده بيان شدهاند و در واقع مخصوص زبانآموزها هستند. يکي از اين منابع که شهرت جهاني دارد Penguin Readers است که دربرگيرندهي يک سري داستانهاي سادهشده براساس داستانهاي معروف و عناوين فيلمها ميباشد. (البته بايد توجه داشته باشيد که اين کتابها در شش سطح از مبتدي تا پيشرفته در دسترس ميباشند و شما بايد با توجه به سطح خود به انتخاب آنها بپردازيد.)
شما ميتوانيد از روشهاي گوناگوني به کسب ورودي انگليسي بپردازيد:
- خواندن متون انگليسي براي شما يک ورودي آسان محسوب ميشود (آسانتر از شنيدن). هنگام مطالعه به لغات، عبارات و ساختارهاي گرامري جديد خوب دقت کنيد.
- تماشاي فيلمهاي زبان اصلي به شما کمک ميکند تا هم مهارت خود را در مکالمه انگليسي افزايش بدهيد و هم لغات غير رسمي (محاورهاي) را فرا بگيريد.
علاوه بر اينها، يکديکشنري خوب به شما ورودي بسيار خوبي در غالب جملات نمونه ارائه ميدهد. با خواندن اين جملات شما ميآموزيد که چگونه از يک لغت استفاده کنيد
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 23:37 توسط سید رضا معصوم پور
|
سلام سيد رضا معصومپور مدرس داشگاه هستم .کار روی این تار نما را از تیر ماه سال هزارو سیصد و هشتاد و شش شروع کردم .هدفم تبادل اطلاعات بين اساتيد زبان و تسهیل در امر زبان آموزی بوده و هست . اميدوارم لحظات خوبی داشته باشيدو نظرات شما عزيزان جهت دهند ه باشد. باعٍث خوشحالیست که با وبلاگ های مشابه تبادل لینک داشته باشم. بدرود